الشيخ أبو الفتوح الرازي

361

روض الجنان وروح الجنان في تفسير القرآن ( فارسي )

مىگويند : شما غلوّ و افراط مىكنيد در على ، تو مرا حديثى بگوى تا من بدانم كه حدّ منقبت ( 1 ) و پايهء ( 2 ) منزلت او تا كجاست ؟ حذيفه گفت : يا ربيعه ! اگر اعمال جملهء اصحاب محمّد در كفّه‌اى نهند و عمل على در دگر كفّه ( 3 ) ، عمل على بر آن ( 4 ) بچربد . ربيعه گفت ، من گفتم ( 5 ) : اين سخنى است كه كس طاقت ( 6 ) گفتن و شنيدن آن ( 7 ) ندارد . حذيفه گفت : يا لكع ! چرا چنين باشد ، كه آن روز كه عمرو ( 8 ) اسب به خندق بجهانيد ( 9 ) ابو بكر و عمر و حذيفه كجا بودند چون او ( 10 ) مردم را به مبارزه مىخواند و مردم از او مىگريختند ؟ تا على پيش او رفت و خداى تعالى او را بر دست على بكشت . به آن خداى كه جان حذيفه به دست اوست كه عمل على آن روز فاضلتر بود از اعمال جملهء اصحاب رسول تا به روز قيامت . ابو عيّاش گفت دو ضربت زدند در اسلام : على ضربه‌اى ( 11 ) زد بر ( 12 ) پاى عمرو ( 13 ) كه اسلام بدان عزيز شد ، و از آن عزيزتر ضربه‌اى ( 14 ) نبود ، و پسر ملجم - عليه لعائن اللَّه ( 15 ) - ضربه‌اى ( 16 ) زد بر سر على كه از آن شومتر نبود در جهان ضربه‌اى . و سبب هزيمت مشركان ، كشتن على بود عمرو را و نوفل را ( 17 ) . رسول - عليه السّلام گفت : الان نغزوهم و لا يغزونا [ 244 - پ ] ، از اين پس ما ( 18 ) به غزاى ايشان رويم و ايشان به غزاى ما نيايند ( 19 ) ، و حسّان بن ثابت در كشتن عمرو ( 20 ) بيتى چند گفت - شعر :

--> ( 1 ) . آط ، آب ، آج ، لب ، مش : كه اهل او . ( 2 ) . آط ، آب ، آج ، لب ، مش او و . ( 3 ) . آط نهند ، آب ، آج ، لب ، مش : در كفهء دگر نهند . ( 10 - 7 - 5 - 4 ) . آط ، آب ، آج ، لب ، مش : ندارد . ( 6 ) . آط ، آب ، مش اين . ( 8 ) . آط ، آب ، آج ، لب ، مش عبد ودّ . ( 9 ) . آط ، آب ، آج : بجهاند . ( 14 - 11 ) . آط ، آب ، آج ، لب ، مش : ضربتى . ( 12 ) . مش : در ، كا : برران . ( 20 - 13 ) . آط ، آب ، آج ، لب ، مش عبد ود ، كا : عمر . ( 15 ) . آج ، لب ابدا . ( 16 ) . آج ، لب : ضربتى . ( 17 ) . آط ، آب ، آج ، لب ، مش : كشتن عمرو نوفل بود بر دست على - عليه السّلام . ( 18 ) . آط ، آب ، آج ، لب ، مش : اكنون ما . ( 19 ) . آب ، مش : نيامدند .